گـآه سُـکــوُت یــہ اِعــتِراضِـــہ


گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز میشود
گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام میگیرد
گاهی با یک کلمه ، یک انسان نابود میشود
گاهی با یک بی مهری ، دلی میشکند
مواظب بعضی یک ها باشیم !
در حالی که ناچیزند ، همه چیزند …

دخـتـره :قول بده كه هيچ وقت دختري رو بيشتر از من دوست نداشته باشي
پــسـره: مــن دوست دارم اما نميتونم همچين قولي بهت بدم
دخــتره گريه ميكرد و ميگفت : يعني يكي رو بيشتر از من دوست خواهي داشت؟؟؟
پــسـره با خـنده رو به دخـتره كــرد و گفت:
دخـتري كـه مـن بـعد از تــو دوست خواهم داشت" كـه تورو مامان صدا بــزنه
به ايــن مـيگـن عــشق واقـعي
به سلامتي همه عاشقان با معـرفت

بسوزد آن روزهايي كه باهم بوديم
تنها عاشق سرگردان من بودم
از تنها عشقم گذشتم
تا تنهايي را باري ديگر تجربه كنم
تها عاشق است كه ميسوزد

اما كس ديگه اي رو دوست داري
ميگي دستمامو ميگيري
ميبينم دستاي كس ديگه اي رو
گرفتي
ميگي هيچ وقت تنهام نميزاري
همين ديروز بود كه تنهام گذاشتي
آخه خــــــــــدا ديگه از اين دروغ ها خــسته شدم
مــدتـــے بود ڪثیفـــ شـבه بوבے نفسـم تنگـــــــ شـבه بوב جائـے میــاלּ همان زبالـــهــ هاے محبوبتـــــــ בلم طـاقتــــــ نیاورב בستــــــ בراز ڪرבم ازوســط آشـغالـ ـهـا بیـروלּ ڪشیــבمتــــــ به خیـال خوבم شستمتــــــــ خواستم ببوسمتــــــ اما בهانتــــ طعم عشق گنـבیـבه میבهـב نـــــهـ !!! |تو از بیـــــخ فاســـــــב شـבے |
نزدیڪم کـــــهــ مــی آمـבے هـمـه وجـوבتــــ بـوے خیــانتـــــ مــے בاב

دیدی زود فراموشت کردم اخه فراموش کردنت کار اسونیه بود!
فقط کافی بود دراز بکشم چشامو ببندم و نفس نکشم...!
بـآ هـَ‗__‗ـم قـَ‗__‗ـهر کـَرבیـ ـم … فـِکـ‗__‗ـر کـَرבَم בیـگـَ‗__‗ـر مـَ ـرآ בوسـ‗__‗ـت نـَבآرَב … رَفـ‗__‗ـتـَ ـم یـہ گـ‗__‗ـوشـہ اے نـِشـَ ـسـتـَ ـم … چـَنــב قـَطـ ـره اَشـ‗__‗ـک ریـخـ‗__‗ـتـَ ـم … خـوآبـَ ـم بـُ‗__‗ـرב … بیـ‗__‗ـבآر کـہ شـُ__‗ـבَم … نمـے בآنـے از בیـشـَ__‗ـب تـآ صـُ__‗ـبـح … چــہ بـآرآنـے مـے آمـَ__‗ـב ..
می خندم...ساده می گیرم...ساده می گذرم...بلند می خندم و با هر سازی می رقصم...نــــــــــــــــــه اینکه دلخوشـــــــــــــــــــــــم!نه اینکه شادم و از هفت دولت آزاد!مدت طولانی شکستم,زمین خوردم,و حالا...برای"زنده ماندن" خودم را به "کوچه ی علی چپ"زده ام...!روحم بزرگ نیست!دردم عمیق است برای یک نفر یا دو نفر نیست...من از همه دلگیرم می خندم که جــــای زخـــــــــــــــــــــم ها را نبینند...
چرا دروغ بگویم
دیگر بودنت برایم
مثل قبل مهم نیست !
بهتر است بگویم
اصلا مهم نیست . . .
کسی که من عاشقش بودم ،
بازی کردن بلد نبود
آن هم با احساس . . .
عشق من ،
خود زخمی همین بازی ها بود
من آمدم و زخم هایت را بستم . . .
خوب که شدی ،
بد شد اخلاقت !
بد شد وفایت . . .
رفتی . . .
ولی هنوزم عاشق ترین قلب دنیا ،
همین دل من است !
روزی خواهی فهمید !
باور کن !
ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿـــــــﺪ :
ﺑﻬﻤـــــﻨﯽ ﻫـــــــﺎ ﺷﺎﺩ ﺗــــﺮﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﻏﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺑﻬﻤﻨـــــــــــــﯽ ﻫـــــــﺎ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮﯾﻦ هستند
ﺑــــــــــــــــﻬﻤﻨﯽ ﻫـــــــﺎ ﺑﺎ ﺣــــﺎﻝ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﻭﻗــــــــﺎﺭ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺑﻬــــــــــــمنی ﻫﺎ ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﺑﺪﺟﻨﺲ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﺪﺟﻨﺴﯿﺸﻮﻥ ﻫﻢ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺧﺎﺻــــــﯽ ﺩﺍﺭﻩ
ﻫﯿــــﭻ ﻋﻼﻣﺖ ﺳﻮﺍﻝ ﯾﺎ ﺗﻌﺠﺒﯽ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﮑﺮﺩﻡ ﭼﻮﻥ
ﻫﻤــــﻪ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﮐﺎﻣﻼً ﻭﺍﺿﺢ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻫﺴــــــﺖ
ﺯﻧــــــــــــــﺪﻩ ﺑـــــــــــــﺎﺩ ﺑﻬـــــــــــﻤﻨــــــــــــــــــﯽ ﻫــــــــﺎ . . .
مِستِر جِفِرسون
دیشب ساعت 3 نصفه شب تو خواب احساس تشنگی میکردم.
بلند شدم تو خواب و بیداری رفتم سر یخچال اب بخورم!
همه جا تاریک بود لامپ یخچالم سوخته بود!
دست بردم ی لیوان پر اب پیدا کردم
داشتم میخوردم
که احساس کردم لجز مانند و شوره!:l
گفتم من ک خوردمش فردا معلوم میشه چیه؟!
سر صبح با صدای داد مامان بزرگم بیدار شدم:
ننه تو لیوانی که پر اب کرده بودم و دندونامو همراه با نمک انداخته بودم توش رو خوردی؟
من تا شب هیچی کوفت نکردم حالت تهوع داشتم:l
من:l
مامان بزرگ:D
اعضای خانواده=))
طـــبق آخـرین آمــآر نــفرین هــآی پــدرمــآدرآ وآســه مــدیر بــه شــرح زیــر میبآشــد:
۱) بــه زمــین گــرم بــخوری ۲۰%
۲) ایـــشآلله بــری زیــر تریلــی ۱۵%
۳) خــودم خفـــش میـــکنم ۴۰%
۴) بچه خودتم معــتاد اینترنت شــه ۱۵%
۵) نفـــرین هـــآی غــیر قــآبـل ذکـر ۱۰%
درضــمن قــرعه کشــی بیــن همــه عــزیزآن انــجام مــیشه در صورت لــآیک!
ﺩﯾﮕﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﻪ ﭘﻮﻝ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻧﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﻧﻪ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ﻧﻪ ﺣﺘﯽ
ﺁﯾـــــــــــﻨﺪﻩ
ﺩﻟﻢ
.
.
.
ﺑﭽـــــــﮕﯿﻤﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ !
ﭘﺎﻫﺎﯼ ﺷﻨــﯽ ﺩﺳﺘﺎﯼ ﮐﺎﮐﺎﺋﻮﯾﯽ !
ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻼﻝ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ ﮐـــﻞ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺯﻏﺎﻟﯽ ﺷﻪ !
100 ﺑﺎﺭ ﯾﻪ ﺳﺮﺳﺮﻩ ﯼ 1 ﻣﺘﺮﯼ ﺭﻭ ﺑﺮﻡ
ﺑﺎﺯﻡ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺸﻢ !
ﭼﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﺑﺎ 10 ﺗﺎ ﻗﻨﺪ ﺑﺨﻮﺭﻡ !
ﺑﺴﺘﻨﯽ ﻭ ﭘﻔﮏ ﻭ ﻟﻮﺍﺷﮑﻮ ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺨﻮﺭﻡ ! ﺳﺮﭼﯿﺰﺍﯼ ﻣﺴﺨﺮﻩ
ﺍﻧﻘﺪ ﺑــــﺨﻨﺪﻡ ﺑﯿﺎﻓﺘﻢ ﮐﻒ ﺍﺗﺎﻕ !
ﺁﺩﺍﻣﺲ ﺑﭽﺴﺒﻮﻧﻢ ﺯﯾﺮ ﻣﯿﺰ ﮐﻼﺳﺎ !
ﻋﯿﺪﯾﺎﻣﻮ ﺑﺮﯾﺰﻡ ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﻗﻠﮏ
ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﺎﺯﻡ ﺭﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﮐﻨﻢ ... ﻣﻮﺭﭼﻪ
ﻫﺎﺭﻭ ﺑﮑﺸﻢ !
ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻣــﺎﺩﺭﻡ ﺍﺷﮑﻤﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﻪ ﻧﻪ
ﭘﯿﺮﻫﻦ ﺗﻨﻢ !
ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺷﺒﺎ ﺗﻮﺧﻮﺍﺏ ﻏﻠﺖ ﺑﺰﻧﻢ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻢ !
1000 ﺗﻮﻣﻦ ﺗﻮ ﺟﯿﺒﻢ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﻣﺎ ﺩﻟﻢ ﺧــــﻮﺵ ﺑﺎﺷﻪ !
ﺍﺯ ﺷﺎﺧﻪ ﺩﺭﺧﺘﺎ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﻡ
ﻏﺮﻭﺑﺎﯼ ﺑﻌﻀﻲ ﺭﻭﺯﺍ ﻓﻘﻂ ﻣﻨﺘﻈﺮ " ﺁﻧﺸﺮﻟﻲ " ﺑﺎﺷﻢ !
ﻭﻟﻢ ﮐﻨﯽ ﺗﺎ ﺻﺐ ﺗﻮ ﺷﻬﺮﺑﺎﺯﯼ ﺑﻤﻮﻧﻢ !
.
.
.
ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﺭﺯﻭ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻢ
ایستـــــــادگی کن!
ایستادگـــــــی...
و به یاد داشتـــــــه بـــــــاش که لشکری از کلاغها جرات نزدیک شدن ب
مترسکی ک ایستـــــــادگی را فقط ب نمایـــــــش می
گذارد،ندارنـــــــد!!!،
به بابام گفتم اگر 100 میلیون بهت بدن تو حاضری منو به قتل برسونی!؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
الان 20 دقیقه است تو فکر رفته؛ یه لبخند خبیثانه هم رو لبشه هی زیر چشمی به من داره نگاه میکنه :|
به کسی که تنهات گذاشت.....
بگو این تو بودی که باختی نه من !
من کسی رو از دَست دادم که دوستم نَداشت . . . !
اما تو کسی رو از دست دادی که عاشِقِت بود .
طرز صحبت کردن پسرا و دخترا در حین و بعد از مکالمه با دوستان،
دخترا;
درحین مکالمه;سلام عزیزم، فدات بشم هانی چه خبر؟ اخ دورت بگردم،بمیرم الهی
بعد از مکالمه; دختره بدترکیب، دماغ عملی زشت
چقد خودشو برام گرفت پررو
پسرا;
حین مکالمه; سلام نره خر، کدوم گوری
هنوز که کار منو راه ننداختی، پسره احمق بوووق.....
بعد از مکالمه; خداییش ممد بچه باحالیه ها دمش گرم
نمیدانم ,
مهربانیت دروغین بود,
یا دروغهایت مهربانی!؟
نمیدانم ,
زیبائیت دروغین بود,
یا دروغهایت زیبا!؟
تنها
میدانم
هر دو شکستند,
یکی غرورم
ودیگری,
دلم را...
هر وقت ازش دلگیر شدی...
هر وقت خواستی ببخشیش اما غرورت نمیزاشت...
هر وقت دلت خواست چشاتو ببندی و فراموش کنی اما ......
فقط ی لحظه فکر کن.
به اینکه ی روز نباشه...
به جای خالیش...
می فهمی چی میگم...؟؟؟؟
دیشب مامان و آبجی کوچولوم رفتن خونه بابا بزرگم ، من و بابام و داداشم تو خونه نشسته بودیم
بابام گفت : کامران بابا بیا یه بازی کنیم ، دلمون پوسید
من : چشم بابا جون اسم فامیل بازی کنیم ؟؟؟
بابام : آره پاشو قلم کاغذ بیار
خلاصه نشستیم و قرار شد با "ی" بگیم ، شروع
حالا بازی تموم شد بابام میوه رو نوشته یه دونه سیب !!!!
داداشم نوشته بود ، یردالو !!!
گفتم : قبول نیست ، این مسخره بازیا چیه ؟؟؟
بابام : پاشو پاشو جوجه تیغی )موهامو فشن کرده بودم( تورو چه به اسم فامیل
داداشم : بابا اصلا این شعور نداره ، بابا زردالو و یردالو اصلا فرق دارن ؟؟
بابا : نه
مامانم و آبجی کوچولوم اومدن میگم آبجی یردالو میوس ؟؟؟
آبجیم : کامران گه نخور خستم
مامانم : کامران ن ن ن باز خواهرتو اذیت کردی ؟؟؟؟ دی :دی :دی
من پرورشگام رو میخوام ^_^
روش هاي نوشتاري :
1. نوشتن روي كف پا ، پس كله ، پشت گوش و ...
2. نوشتن و لوله كردن تقلب و جاسازي آن در حفره هاي مختلفي از جمله بيني ، دهن ، گوش ، فك پايين ، دريچه آئورت ، ...
3. نوشتن پشت لباس و یا درون پالتو و یا مانتو !
مصاحبه کننده: در هواپیمائی 500 عدد آجر داریم، 1 عدد آنها را از هواپیما به بیرون پرتاب میکنیم. چند عدد آجر داریم؟