یکی بود که یه روزی . . .


یکی بود که یه روزی منو دوست داشت و حالا رفته


یکی نبود, بدونه بی خبر کجا رفته؟

میگفت تکتای من، تکتای تو از دست تو دلیگره...

دیونه بــــــــــــی احساس کجایی؟

شاید همین اطراف

 خیلی دور خیلی نزدیک...

تـنـها "خـدایـش"



وقتی با گـرگــ هـا زندگی میکنـی زوزه کـشـیـدن را بـیـامـوز 

من در سرزِمـیـنـی زنـدگـی مـیـکـنـم که تـنـها "خـدایـش" از

پشـت خـنـجـر نـمـیـزنـد

عمق همدردی . . .



این روزها


اگر خون هم گریه کنی


عمق همدردی دیگران با تو


یک کلمه است :


" آخـــــــی "

تو میخوای . . .

 تو میخوای 

 

 تو میخوای ناز چشاتو بخرم 

 

 قیمت عشقتو بالا ببرم  

 

 تو میخوای فانوس لحظه هام باشی 

 

 تو میخوای تا آخرش باهام باشی 

 

 تو میخوای شب تا سحر صدام کنی 

 

 تو میخوای عروس رویاهام کنی  

 تو میخوای پری دریاهام کنی